تکرار فریب مذاکراتی ترامپ!

«نشنال اینترست» عنوان داشت موضوع بی اعتبارکننده برای آمریکا این است که اکنون نه‌تنها ایرانیان بلکه دیگر ناظران در سراسر جهان به این نتیجه رسیده اند که از سوی آمریکا، مذاکرات یک فریب بوده و تلاشی است برای آماده سازی شرایط پیش از جنگی که ترامپ از ابتدا خواهان آن بود.

به گزارش تحریریه، «نشنال اینترست» در گزارشی تحلیل به قلم «پاول پیلار» با عنوان «استدلال به‌شدت ضعیف برای جنگ با ایران» آورده است:

عملیات «خشم حماسی» انجام دیپلماسی واقعی را برای ایالات متحده در آینده دشوارتر خواهد کرد.نگاهی گسترده به حمله آمریکا به ایران و آنچه به آن انجامید، سه برداشت عمده را به دست می‌دهد.

نخستین برداشت این است که چگونه تجاوز — یک جنگ تهاجمیِ انتخابی — به نظر می‌رسد در گفتمان سیاستی ایالات متحده عادی‌سازی شده است، گویی به اندازه یک اقدام دیپلماتیک بی‌ضرر است. فراموش نکنیم، تجاوز غیرقانونی است. این امر ماده ۲ منشور سازمان ملل متحد را نقض می‌کند. دادگاه نورنبرگ در سال ۱۹۴۶ تجاوز را «عالی‌ترین جنایت بین‌المللی» نامید. و این افزون بر غیرقانونی بودن جنگی است که دولت به‌تازگی تحت قوانین داخلی آغاز کرده است.

جنگ عراق که دولت جورج دبلیو بوش ۲۳ سال پیش آغاز کرد،نخستین جنگ تهاجمی بزرگ بود که ایالات متحده طی بیش از یک قرن، از زمان جنگ اسپانیا و آمریکا در سال ۱۸۹۸، آغاز کرده بود. هر عملیات نظامی برون‌مرزی آمریکا در قرن بیستم یا یک مداخله کوچک، مانند مداخلات در گرانادا و پاناما، بود یا در عملیات‌های بزرگ‌تر، پاسخی به تجاوز کشور دیگری محسوب می‌شد.

برداشت دوم این است که دولت ترامپ تا چه اندازه تلاش اندکی را برای توجیه جنگ خود علیه ایران کرده است. از این نظر، این وضعیت بسیار متفاوت از جنگ عراق است. دولت بوش آن اقدام را با یک کارزار تبلیغاتی مستمر که هم مخاطبان داخلی و هم بین‌المللی را هدف قرار می‌داد و شامل چندین سخنرانی ریاست‌جمهوری بود، پیش برد.

در مقابل، دونالد ترامپ پیش از حمله آخر هفته گذشته، تنها اظهاراتی بسیار گذرا درباره اینکه رژیم ایران را تا چه حد بد می‌داند، مطرح کرده بود. چهار روز پیش از حمله، او سخنرانی وضعیت کشور را ارائه داد که با وجود مدت زمان بی‌سابقه‌اش، تنها شامل بخشی کوتاه درباره ایران بود. آن بخش حاوی برخی از اظهارات نادرست معمول ترامپی بود، از جمله ادعایی مبنی بر اینکه ایران در حال ساخت موشک‌هایی است «که به‌زودی به ایالات متحده آمریکا خواهند رسید.»

همچنین با وجود تکرار ادعای پیشین خود مبنی بر اینکه حملات هوایی آمریکا در ژوئن گذشته «برنامه تسلیحات هسته‌ای» ایران را «نابود کرده» است، تنها خواسته مشخصی که ترامپ به عنوان جایگزین جنگ از ایران نام برد، در این جمله بود: ما با آن‌ها در حال مذاکره هستیم؛ آن‌ها می‌خواهند به توافق برسند اما ما این کلمات محرمانه را نشنیده‌ایم که «ما هرگز سلاح هسته‌ای نخواهیم داشت.» هیچ کلمات محرمانه‌ای لازم نیست. ایران بارها و به‌طور علنی هرگونه قصد برای ساخت سلاح هسته‌ای را رد کرده است.

شاید نبودِ تلاش برای ارائه استدلالی در حمایت از جنگ، تنها نمونه دیگری از این فرض ترامپ باشد که می‌تواند هر کاری را بدون محدودیت یا نیاز به توجیه انجام دهد. شاید این کمبود بازتاب‌دهنده ضعف هرگونه استدلالی برای این جنگ باشد.

برنامه هسته‌ای ایران با عملیات «چکش نیمه‌شب» در ژوئن گذشته نابود نشد، اما به‌شدت آسیب دید. از آن زمان، ایران اورانیوم غنی‌سازی نکرده است، و خودداری از چنین غنی‌سازی‌ احتمالاً پرتکرارترین خواسته‌ای است که ایالات متحده درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران مطرح کرده است. تا هفته گذشته، ایران با در نظر گرفتن هم وضعیت مواد شکافت‌پذیر و هم سایر اقدامات مهندسی لازم برای ساخت چنین سلاحی در صورت تصمیم به انجام آن — و هیچ مدرکی وجود ندارد که چنین تصمیمی گرفته باشد — اصلا نزدیک به داشتن سلاح هسته‌ای نبود.

سرکوب داخلی در ایران موضوع دیگری است که در ارتباط با احتمال حمله آمریکا مطرح شد، چنان‌که ترامپ در جریان تظاهرات گسترده خیابانی در ژانویه گفت ایرانیان باید «به اعتراض ادامه دهند» زیرا «کمک در راه است.» اما سرکوب، اعتراضات را هفته‌ها پیش فرو نشاند، و دشوار می توان شاهد بود که حمله نظامی آمریکا اکنون چگونه می‌تواند از جان یا آرمان مخالفان ایرانی حفاظت کند. این واقعیت در اظهارات رهبران برجسته اصلاح‌طلب هم منعکس شده است، که هرگونه مداخله خارجی، از جمله مداخله نظامی، را رد کرده‌اند و در عین حال خواستار تغییر قانون اساسی در ایران شده‌اند.

در مورد موشک‌های بالستیک ایران و روابط آن با متحدان غیردولتی منطقه‌ای‌اش (که معمولاً به اشتباه «نیابتی» نامیده می‌شوند)، هرگونه خواسته برای محدود کردن ایران، این واقعیت را نادیده می گیرد که چه کسی به چه کسی حمله کرده است. ایران به‌طور قابل پیش‌بینی محدودیت‌های نامتقارن بر برنامه موشکی خود را رد می‌کند، برنامه‌ای که آن را بازدارنده‌ای اساسی در برابر حملات علیه خود می‌داند. این همان‌گونه‌ای است که از موشک‌هایش استفاده کرده است و در تلافی تجاوز؛ از جمله حمله آمریکا در عراق در سال ۲۰۲۰ که فرمانده برجسته ایرانی قاسم سلیمانی را کشت، حمله بی‌دلیل اسرائیل به ایران در ژوئن گذشته، و البته جدیدترین حملات اسرائیل و آمریکا به ایران.

ایرانیان از موشک‌های خود به‌صورت تهاجمی استفاده نکرده‌اند، و عاقلانه هم نیست که به انجام چنین کاری بیندیشند.

در مورد متحدان غیردولتی نیز تصویر مشابهی وجود دارد. حزب‌الله لبنان در واکنش مستقیم به تهاجم اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲ شکل گرفت. گروه‌های مقاومت فلسطینی مانند حماس در واکنش مستقیم به سلطه اجباری اسرائیل بر فلسطینیان شکل گرفته و جنگیده‌اند. کمک به حوثی‌ها تنها پس از آن برای ایران اهمیت چشمگیری یافت که عربستان سعودی حمله گسترده‌ای علیه یمن آغاز کرد که به تبدیل آن کشور به یک فاجعه انسانی کمک کرد.

سومین برداشت عمده این است که دولت ترامپ، با هشدارهای خود مبنی بر اینکه «زمان در حال پایان است» و استقرار یک «ناوگان عظیم» در آب‌های نزدیک ایران، تصویری از بحرانی با فیوز کوتاه ایجاد کرد، در حالی که این بحران، فقط ساخته خود او بود. ایران در زمینه هسته‌ای یا هر زمینه دیگری کاری انجام نمی‌داد که فوریت را القا کند. هیچ نشانه‌ای از اقدام پیش‌دستانه قریب‌الوقوع از سوی ایران، حتی در پاسخ به لفاظی‌های تهدیدآمیز آمریکا، وجود نداشت. تنها از این جهت ممکن است ترامپ احساس کرده باشد که زمان رو به پایان است که می‌خواست پیش از آنکه کنگره این هفته درباره اختیارات جنگی بحث کند، وارد جنگ خود شود.

افزون بر این، مسیر دیپلماتیک برای حل اختلافات با ایران در جریان بود و برای پیشرفت بیشتر گشوده بود. پس از چند دور پیشین، تنها دو روز پیش از آنکه ایالات متحده و اسرائیل حمله کنند، مذاکره‌کنندگان آمریکایی و ایرانی یک دور گفت‌وگوی شش‌ساعته در ژنو برگزار کردند. پس از آن، نه‌تنها ایرانیان بلکه وزیر امور خارجه عمان، که میانجی این گفت‌وگوها بود، اعلام کردند که پیشرفت قابل‌توجهی حاصل شده است. قرار بود دور دیگری در وین برگزار شود و شامل تیم‌های فنی از هر دو طرف باشد — که عموماً نشانه آن است که در سطح سیاسی به اندازه کافی پیشرفت حاصل شده تا جزئیات یک توافق شکل بگیرد.

در تمام این مدت، ترامپ بارها، همان‌گونه که در سخنرانی وضعیت کشور گفت، اظهار کرده بود که طرفدار راه‌حل دیپلماتیک با ایران است و باور دارد که ایرانیان خواهان توافق هستند، که قطعاً چنین بود. اکنون نه‌تنها ایرانیان بلکه دیگر ناظران در سراسر جهان به این نتیجه خواهند رسید که از سوی آمریکا، مذاکرات یک فریب بوده است — تلاشی برای نرم‌سازی و فریبکاری که پیش از جنگی صورت گرفت که ترامپ از ابتدا خواهان آن بود.

این تحول به اعتبار آمریکا در مذاکرات بالقوه آینده — با هر کشوری و درباره هر موضوعی — آسیب می‌زند و در نتیجه توانایی ایالات متحده را برای استفاده از دیپلماسی جهت دستیابی به توافق‌هایی که به سود منافع آمریکا هستند کاهش می‌دهد. هر طرف خارجی بالقوه‌ای باید سطح بالایی از اعتقاد را داشته باشد تا باور کند که ایالات متحده، دست‌کم در دوران این دولت، با حسن نیت وارد مذاکره می‌شود. بدون حسن نیت از سوی آمریکا، دولت خارجی می‌تواند در مذاکرات خطراتی ببیند، مانند ضعیف به نظر رسیدن از طریق امتیازدهی و از دست دادن اهرم فشار بدون وعده‌ای برای دریافت چیزی در مقابل.

حتی ممکن است طرف خارجی ناچار شود در نظر بگیرد که مذاکرات چگونه می‌تواند به معنای واگذاری اطلاعاتی باشد که در یک حمله نظامی علیه او استفاده خواهد شد. این موضوع در تعاملات ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مطرح بوده است، جایی که تهران مظنون است اطلاعات حساس درباره تأسیسات هسته‌ای ایران به دست اسرائیل رسیده و در هدف‌گیری حملات آن در ژوئن مورد استفاده قرار گرفته است.

و حال کدام میانجی بالقوه‌ای خدمات خود را عرضه خواهد کرد، وقتی وزیر امور خارجه عمان در بهترین حالت وقت خود را تلف کرده و در بدترین حالت به شکل فردی ساده‌لوح جلوه داده شده است؟

آسیب به توانایی ایالات متحده برای اعمال نفوذ بین‌المللی نه‌تنها به جلب رفتار مطلوب از طریق مذاکره بلکه به جلوگیری از رفتار نامطلوب نیز گسترش می‌یابد. یک شعار رایج درباره بازدارندگی این است که از «بازگرداندن» آن از طریق اقدام نظامی سخن گفته می‌شود. اما بازدارندگی دو بخش دارد که هر دو باید برای کارآمدی آن وجود داشته باشند. کشور هدف باید باور داشته باشد نه‌تنها در صورت بدرفتاری هزینه خواهد پرداخت، بلکه در صورت همکاری نیز آن هزینه‌ها را متحمل نخواهد شد.

اگر کشوری باور داشته باشد که حتی هنگام تلاش سازنده برای حل اختلافات از طریق مذاکره نیز مورد حمله قرار خواهد گرفت، این بازدارنده نخواهد بود. همچنین این بازدارنده نخواهد بود وقتی که انگیزه‌های حمله‌کننده شامل گریز از مشکلات داخلی به همان اندازه یا بیشتر از هر اقدام کشور خارجی باشد، یا هنگامی که حمله‌کننده نه به‌دنبال همکاری بلکه تنها در پی ضعف و آشوب باشد.

منبع: https://nationalinterest.org/blog/paul-pillar/the-astonishingly-weak-case-for-war-with-iran

پایان/

۱۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 34623

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 1
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • IR ۱۷:۵۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۷
      1 0
      هیچ کشوری تا الآن اندازه ما برای هسته ای هزینه نداده خوب درستش میکردین دیگه ، حداقل الآن دیگه درستش کنید تا بمب اتم نخوردیم ، شما میگفتین جنگ میشه خوب شد و بیشتر از این که نمیشه ، سلاح هسته ای درست کنید و کشور رو بیمه کنید